عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

اربعین ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
حرم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
اربعین ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
اربعین ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
ارباب ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
اربعین ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
نوکر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٧/٢۱


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٦/٢۱
حسین جان!!!

روزی که شود " اِذَا السَّمٰاء ُانْفَطَرَت "

وانگه که شود " اِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَت "

من دامن تو بگیرم اندر " سُئِلَتْ "

گویم صَنَما " بِاَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت "

عشق تو مرا " اَلَسْتُ مِنْکُمْ بِبَعید "

هجر تو مرا " اِنَّ عَذٰابی لَشَدید "

بر کنج لبت نوشته " یُحیِی و َیُمِیت "

مَنْ مٰاتَ مِنَ الْعِشقِ فَقَد مٰاتَ شَهید

 
 

شاعر:
حضرت آقا سیّد علی خامنه ای

comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٦/٥

دلم بود و حرم بود و امامم بود و تنهایی
حرم قبله ، حرم کعبه ، عجب احرام زیبایی

به کنج دنج یک حجره ، تماشا داشت اوج او
دلم را کرد اقیانوس ، موسیقی موج او

دو رکعت گریه سر کردم ، دو رکعت خاک گل کردم
دو رکعت با تمام سنگهایش درد و دل کردم

لباس اشک آماده ، سرم از شرم افتاده
همیشه سنگ فرش او برایم مهر و سجاده

زیارت نامه میخواندم ، دلم گرم زیارت شد
نگاهم خورد بر قبرش ، نمیدانم جسارت شد؟

به پای پنجره فولاد ، دل روی دل افتاده
گذار کشتی طوفان زده ، بر ساحل افتاده

نفس پشت نفس ، ایوان به ایوان سیر میکردم
گلاب چشمهایم را برایش خیر میکردم

تمام صحن هارا مست بوی عود میدیدم
پریدم ناگهان از خواب ، رویا بود میدیدم

دوباره چشم را بستم ، دوباره جستجو کردم
دوباره صحن را از ردپای عشق بو کردم

بیا پیراهنم بو کن ، هنوز عطر حرم دارد
فقط ایوان و سقاخانه و یک صحن کم دارد

دلم آهو ، دلم از او ، دلم مشغول گفتگو
بزن نی زن بنام او ، بگو یا ضامن آهو



کبوترهای نامه بر هزاران نامه پا بسته

شکسته خسته می آیند پابوس تو پیوسته



پرو بالی به دل دادم کبوتر شد پرید آقا

شکسته بود پرهایش ولی آخر رسید آقا



بگیر این نامه از پایش بخوان اما جوابم ده

سلامت کردم و گفتم بیا آقا جوابم ده

کبوتر وار می آیم ، به آب و دانه ای دلخوش
عطش دید ترک خورده ، به سقاخانه ای دلخوش

دلم خورشید می خواهد ، هوای گنبدت کرده
دوباره نور میبیند ، هوای مشهدت کرده



برایت شور میخوانم که شیرین است نام تو

نمیخواهم رهایی را عجب دامیست دام تو



بیابان های تو لبریز از آهو شود ضامن
کلاغ از لطف چشمان ملیحت قو شود ضامن

به گوشه چشم تو شیر از میان پرده اش پاشد

دو چشم آهو از وقتی به تو افتاد زیبا شد


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٦/٥


از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضاء : کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٦/٥

دلم کمی هوای لطیف میخواهد

فقط کمی ...

کمی عطر زعفران ،

کمی رزق حضرتی ،

چند رج تسبیح شاه مقصود ،

و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...

دلم ... حرم میخواهد 

فقط کمی ...

یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...

راستش ، دلم عشق میخواهد ... 

اصلاً دلم یک امام میخواهد ... 

همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...

امام من ...

دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم

نمی گویم راه نشانم دهید ...

دستانم گرفته و در راهم آورید ....

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٦

 

خاتون شهر آینه هایی؛بزرگوار/زهرای(س)شهر یثرب مایی؛بزرگوار

/چشم ملک ندیده دمی سایه ی تو را/ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

/ ولادت باسعادت حضرت فاطمه معصومه(س)مبارک باد/

 


comment نظرات ()
حسرت ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۳/٢۳

آقا جان

روزیـم ساز که دریک سحـر ماه خـدا...

پیش شش گوشه بساط سحری پهن کنم...


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۳/٢۳

استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر میکنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد؟خودم یا مرده شور؟

دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی است ...


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۸

اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبـَاحَ الْـاَبـْـــــرَار
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الْـاَشَـــــرَار

اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْمـَقـْبـُولـِیـن
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْمـَرْدُودِیــــن

اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْصّـَالـِحـِیـن
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْطّـَالـِحـِیـن

اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْخـَیْـرِ وَ السَّعـَادَة
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـشَّـرِ وَ الْشِّـقـَاوَة


comment نظرات ()
درد عشق !!!
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

هر که از درد طلب شکوه کند نامرد است
عشق دردی است که درمان هزاران درد است


comment نظرات ()
جواب ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

ویرانه ز من ساختی ، اصلا تو چه بودی؟
من مثل یمن بودم و تو آل سعودی . . .


comment نظرات ()
الهی و ربی من لی غیرک ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

دلم گرفته خدایا تو دلگشایی کن
من آمدم به امیدت , تو هم خدایی کن


comment نظرات ()
به یاد روزهای ماه محرم و پیراهن مشکی عزیزم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم

وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم

«شهریار»


comment نظرات ()
الکی مثلا عشق ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

تازه از عطر نفس های تو فهمیدم چرا

کارشان رو به کسادی میرود عطارها

جای رسم دایره گاهی مربع می کشند

عقل را پر داده عشقت از سر پرگارها


comment نظرات ()
الکی مثلا من عاشقم ..
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۳۱

گفتن اینکه « دوستت دارم » اولین راه و آخرین راه است

ای فدای بلندی قدّت، عصر عصرِ پیام کوتاه است


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٩

گفت عقلم این همه مشهد دلت را می زند آمدم صدمرتبه یک بار تکراری نشد ...

 http://mardisavareh.persianblog.ir


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٩

السلام علیک یا مولای یا علی بن موسی الرضا علیک آلاف التحیه والثنا

 

عنایتی که بیایم،تویی که درمانی....

 

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٩

...
دلم هوای تو کرده شه خراسانی ..
چه می شود که بیایم حرم به مهمانی...؟
دلم زکثرت زشتی بریده آقاجان...
عنایتی که بیایم، تویی که درمانی....

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٧

28رجب حرکت کاروان سیدالشهدا ازمدینه به سمت کربلا

ازمدینه سوی کوفه چه شتابان میروی...
گرگ ها در راه هستند قدری اهسته برو...


comment نظرات ()
شب جمعه
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/٢٥

 

شب جمعه ست نثار دل مرحوم "خودم"


میروم از سر بازارچه خرما بخرم...

 


comment نظرات ()
یا زینب (س)
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/۱۳

این زن که از برابر طوفان گذشته بود
عمرش کنار حضرت باران گذشته بود

صبرش امان حوصله ها را بریده بود
وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش گرفته بود و سر از پا نمی شناخت
از خیمه های بی سروسامان گذشته بود

اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

آن پرده های آخر صفین ناگهان
از پیش چشم آینه یک آن گذشته بود

می دید آیه آیه آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

زینب هزار بار خودش هم شهید شد
از بس که ازکنار شهیدان گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود


احمد علوی


comment نظرات ()
یا زینب (س)
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/۱۳

این زن که از برابر طوفان گذشته بود
عمرش کنار حضرت باران گذشته بود

صبرش امان حوصله ها را بریده بود
وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش گرفته بود و سر از پا نمی شناخت
از خیمه های بی سروسامان گذشته بود

اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

آن پرده های آخر صفین ناگهان
از پیش چشم آینه یک آن گذشته بود

می دید آیه آیه آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

زینب هزار بار خودش هم شهید شد
از بس که ازکنار شهیدان گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود


احمد علوی


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٢/٢٩

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد 


comment نظرات ()
نوروز ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٢/٢٢

دیگران درتب و تاب شب عیدند،ولی/
مثل یکسال گذشته،بتو مشغولم من
العجل..


comment نظرات ()
عید ؟!!!
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱٩


comment نظرات ()
آخ دلم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱٩

 

 

گاهى دلم هیچ چیز نمیخواهد جز گپ ریز ریز با مادرم ،

هى من حرف بزنم

هى او چاى تازه دم بریزد

هى چایم سرد بشود، هى دلم گرم 

آنجا که چایت سرد میشود و دلت گرم ، خانه *مادر* است

 

 

 


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳

من گمان میکردم، رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد! باورش ممکن نیست

 

دلم بهانه ات را می گیرد

چقدر امشب حس می کنم، نبود تو را

صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم :

جانم، مرا صــــــدا کردی

دلم تنگ است

صدایم کن !


comment نظرات ()
ردای عید من امسال همین است که هست ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳


comment نظرات ()
مادر . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳



نیستی تا به نگاهی دل من شاد کنی ، دلم از این قفس غم زده آزاد کنی 

نیستی تا که بگویم به تو بر من چه گذشت ، به تسلای دلم داد ز بیداد کنی 

نیستی تا که دلم گرم شود ، با دم تو روح ویران مرا باز تو آباد کنی 

نیستی بار دگر موعد نوروز رسید ، کاش در لحظه تحویل ز من یاد کنی...

 


comment نظرات ()
مادرم . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳

 

هفته پیش چهارشنبه یعنی همین روز و در همین ساعات بود که با گوش خود شنیدم کسی به مادرم می گفت و من به چشمان خود می دیدم و آری من را به سخت جانی خود این گمان نبود :


 اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا سیده خدیجه بنتَ سید جواد
بشنو،بفهم اى سیده خدیجه دختر سید جواد
هَلْ اَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَیْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ وَ سَیِّدُ النَبِّییّنَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلینَ وَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ وَ سَیّدُ الْوَصِیّینَ وَ اِمامٌ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمینَ وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسى وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ وَالقآئِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِىَّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اَئِمَّةُ الْمُؤْمِنینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعینَ وَ اَئِمَّتُکَ اَئِمَّةُ هُدَىً اَبْرارٌ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ اِذا اَتاکَ الْمَلَکانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَیْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ تَبارَکَ وَ تعالى وَ سَئَلاکَ عَنْ رَبِّکَ وَ عَنْ نَبِیِّکَ وَ عَنْ دینِکَ وَ عَنْ کِتابِکَ وَ عَنْ قِبْلَتِکَ وَ عَنْ اَئِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَ قُلْ فى جَوابِهِما: 
آیا بر آن پیمانى که از ما بر پایه‏ آن جدا شدى مى‏باشى،از گواهى بر اینکه معبودى جز خدا نیست،یگانه و بى‏شریک است،و اینکه محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)بنده و فرستاده اوست،و سرور پیامبران و خاتم رسولان است،و اینکه علىّ امیر مؤمنان است و آقاى جانشینان،و امامى که خدا اطاعتش را بر جهانیان واجب کرده،و اینکه حسن و حسین، و على بن الحسین،و محمّد بن على،و جعفر بن محمّد،و موسب بن جعفر،و على بن موسى‏ و محمّد بن على،و على بن محمّد،و حسن بن على،و قائم حجت مهدى(درودهاى خدا بر ایشان) امامان مؤمنان،و حجّتهاى خدا بر همه آفریدگانند،و امامانت امامان هدایت و نیکانند. اى فلان بن فلان،هنگامى که دو فرشته مقرّب،و دو فرستاده خداى تبارک و تعالى‏ نزد تو آیند،از پروردگارت و پیامبرت و دینت و کتابت و قبله‏ات و امامانت از تو سؤال کنند نترس،و در جواب آنها بگو:
اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبّى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَبِیّى وَالاِْسْلامُ دینى وَ الْقُرْآنُ کِتابى وَالْکَعْبَهُ قِبْلَتى وَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ اَبیطالِبٍ اِمامى وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِی الْمُجْتَبى اِمامى وَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِی الشَّهیدُ بِکَرْبَلاءَ اِمامى وَ عَلِىُّ زَیْنُ الْعابِدینَ اِمامى وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ عِلْمِ النَّبِیّینَ اِمامى وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامى وَ مُوسَى الْکاظِمُ اِمامى وَ عَلىُّ الرِّضا اِمامى وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامى وَ عَلِىُّ الْهادى اِمامى وَ الْحَسَنُ الْعَسْکَرىُّ اِمامى وَالْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ اِمامى هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ اَئِمَّتى وَ سادَتى وَقادَتى وَ شُفَعآئى بِهِمْ اَتَوَلّى وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ،
خدا جلّ جلاله پروردگارم و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)پیامبرم و اسلام دینم و قرآن کتابم و کعبه قبله‏ام و امیر مؤمنان‏ على بن ابیطالب امامم،و حسن بن على مجتبى امامم،و حسین بن على شهید در کربلا امامم،و على زین العابدین امامم،و محمّد شکافننده دانش پیامبران امامم،و جعفر صادق‏ امامم،و موسى کاظم امامم،و علىّ الرضا امامم،و محمد جواد امامم،و على هادى‏ امامم،و حسن عسگرى امامم،و حجّت منتظر امامم مى‏باشند.اینان که درودهاى خدا بر همگى آنان باد امامان من و آقایانم و پیشروانم و شفیعان من هستند.با آنان دوستى مى‏کنم و از دشمنانشان در دنیا و آخرت بیزارى مى‏جویم،
 ثُمَّ اعْلَمْ یا یا سیده خدیجه بنتَ سید جواد  اَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى نِعْمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ وَ اَنَّ اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ وَ اَوْلادَهُ الاْئِمَّةَ الاَْحَدَ عَشَرَ نِعْمَ الاَْئِمَّةُ وَ اَنَّ ما جآءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَقُّ وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ وَ سُؤالَ مُنْکَرٍ وَ نَکیرٍ فِى الْقَبْرِ حَقُّ وَالْبَعْثَ حَقُّ وَالنُّشُورَ حَقُّ وَ الصِّراطَ حَقُّ وَالْمیزانَ حَقُّ وَ تَطائُرَ الْکُتُبِ حَقُّ وَالْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ 
 سپس بدان اى سیده خدیجه دختر سید جواد  به درستى که خداى تبارک و تعالى نیکو پروردگارى است،و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)نیکو رسولى است،و امیر مؤمنان على بن ابطالب،و فرزندانش یازده‏ امام نیکو امامانى هستند،و آنچه را محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)آورده حق است،و مرگ حق‏ است،و سؤال نکیر و منکر در قبر حق است،و بعث و نشر حق،و صراط و میزان‏ و پراکنى نامه اعمال حق است،و بهشت و دوزخ حق است،و قیامت آمدنى است،شکّى در آن نیست،و خدا هرکه را در گورها برانگیزد.

 اَفَهِمْتَ یا سیده خدیجه 
 اى سیده خدیجه آیا فهمیدى؟
 در حدیث آمده:میّت در جواب مى‏گوید:آرى فهمیدم،
ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ هَداکَ اللَّهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَوْلِیائِکَ فى مُسْتَقرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ
خدا بر گفتار ثابت،ثابت‏قدمت بدارد،به راه استوار هدایتت‏ کند،بین تو و اولیائش در قرارگاهى از رحمتش آشنایى برقرار کند.
اَللّهُمَّ جافِ الاَْرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ اِلَیْکَ وَلَقِّهِ مِنْکَ بُرْهاناً اَللّهُمَّ عَفْوَکَ عَفْوَکَ 
 خدایا زمین را از دو پهلویش خالى گذار،و روانش را به سویت بالا ببر،و از جانب خود حجّت را تلقین او فرما، خدایا ببخش و درگذر .

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود . . . 


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳


comment نظرات ()
مادر . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳


comment نظرات ()
فردا ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱٠

شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

فردا هفتمین روز درگذشت مادرم است و من در عجبم از اینکه زنده ام 


comment نظرات ()
مادرم رفت ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٢/۸

 

یاد ایامی که ما هم سایه بر سر داشتیم
همچو طفلان دگر، در خانه مادر داشتیم


comment نظرات ()
تولدمون مبارک . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٤

تولد من با تولد عمار انقلاب در یک روز است .

دلتون بسوزه . . . 


comment نظرات ()
سوم اسفند . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۳

مشاهده یادداشت خصوصی


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٧


comment نظرات ()
هفتاد بار استغفار پس از هر نماز صبح
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٧

 

حدثنى محمد بن على ماجیلویه رضى الله عنه قال حدثنى بن یحى عن محمد بن احمد عن على بن السنید عن محمد بن عمر و بن سعید عن عمر و بن سهل عن هارون بن خارجه عن الجابر الجعفى عن ابى جعفر علیه السلام قال :

من استغفر الله بعد صلاه الفجر سبعین مره غفر الله له و لو عمل ذلک الیوم سبعین الف ذنب و من عمل اکثر من سبعین الف ذنب فلا خیر فیه .

 

 امام باقر علیه السلام فرمودند: 

کسى که پس از هر نماز صبح هفتاد بار استغفار نماید، خداوند او را مى آمرزد ، گرچه در ان روز هفتاد گناه ازاو سر بزند. و کسى که بیش از هزار گناه مرتکب شود، خیرى در او نیست .

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٥


comment نظرات ()
آقا . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٥

 

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم

و از نوشتن اسمت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم عکس یک گنبد

به پای شیشه نشسته رضا رضا کردم .

 


comment نظرات ()
شرمنده ام ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٥

انگار همین دیروز بود که مطلبی گذاشتم تحت این عنوان :

کم کم

ماه دوازدهم می آید ...

ولی ماه دوازدهم نیامد...

 

اما امروز چشم باز کردم و دیدم یک روز نه ، یکسال گذشت 

و من از سال قبلی از او دورتر شدم . . .

آری همین دیروز بود برایت نوشتم :

هر روز

برای آمــدنــت

دعـــا مــی ‌کــنــیــم

و بـرای نـیـامـدنـت

کــارهــای زیــادی...


اللهم عجل لولیک الفرج ... 

 

آقای خوبم شرمند ام ... 


comment نظرات ()
السلام علیک یا امام الرئوف!
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٥

مشهدت ضرب المثل های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش برفش نه،کبوتر بیشتر

چهار فصل مشهدت از عطر گل آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر...


comment نظرات ()
راهپیمایی 22 بهمن ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢۳



 

 

 

 


comment نظرات ()
نرو ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤

 

نذر کردم گره یِ پنجره فولاد شوم


صبر کن تا به خدا زور کنم تا نروی!

 

 


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤



یک چای داغ میریزم داخل زیباترین استکان خانه ،

چند دانه شیرینی کشمشی هم می گذارم کنارش ... ،

همراه یک آهنگ دلنشین ، خطاب به بیمار ساکت روی تخت :

بفرمایید ..!

چاییت سرد نشه مامان ....

 


comment نظرات ()
مادرم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤

 

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران ! گردش یک روز دیرین..

پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟! خاطرات خوب و شیرین...

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤

 

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند !

دسته گل غش می کند، پروانه پشتک می زند !



کفش در می آوری، قالی علامت می دهد !

جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند !



هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود

گاز آتش می خورد! یخچال برفک می زند !



میوه ها با پای خود تا پیش دستی میدوند

آن طرف کتری به پای خویش فندک می زند !



روبرویم می نشینی، جشن بر پا می شود

صندلی دف می نوازد ! میز تنبک می زند !



درد دلها از لبت تا گوش من صف می کشند

پیش از آن چشمت به چشم من پیامک می زند !



عشق من ! این روزها با اینکه درگیر توام

باز هم قلبم برای قَـــبلها لک می زند...!


غلامرضا طریقی


comment نظرات ()
آنقـــدر اینجـا می نشینم تـا بیایی !
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤

 یک شا خه گل ، یک شعر ، یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی

یک روز من را میکُشی با چشمهایت
دنیا پر است از این رمان های جنایی

ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیـــلمهای سیــنمایی

امسال هم تجدید چشمان تو هستم
می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟... اما نه! مدتهاست مانده ست
یک شاخه گل ... یک شعر... یک لیوان چایی ...

 

شاعر : رضا عزیزی 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٩


comment نظرات ()
عشق بازی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٩




comment نظرات ()
تفاوت ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٩/٩


comment نظرات ()
همینطوری نوشتم ، به خدا قسم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱

لولای در زنگ زد، تو زنگ نزدی!

 

 

 


comment نظرات ()
مادر شهید ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱


comment نظرات ()
پریشانی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱


comment نظرات ()
لالا لالا ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱

 

لالا لالا گل ریحون

دوتا فال و دوتا فنجون

توی فنجون تو لیلی

تو خط فال من مجنون

لالا لالا گل خشخاش

چه نازی داره تو چشماش

پر از نقاشیه خوابت

تو تنها فکر اونا باش

لالا لالا گل پونه

گل خوش رنگ بابونه

دیگه هیچکس تو این دنیا

سر قولش نمیمونه

لالا لالا شبه دیره

بببین ماهو داره میره

هزارتا قصه هم گفتم

چرا خوابت نمیگیره؟؟

لالا لالا گل لاله

نبینم رویاهات کاله

فرشته مثل تو پاکه

فقط فرقش دوتا باله

لالا لالا گل رعنا

میخواد بارون بیاد اینجا

کی گفته تو ازم دوری ؟؟

ببین نزدیکتم حالا

لالا لالا گل پسته

نشی از این روزا خسته

چقد خوابی که میشینه

تو چشمای تو خوشبخته

لالا لالا گل مریم

نشینه تو چشات شبنم

یه عمره من فقط هرشب

واسه تو آرزو کردم

لالا لالا گل پونه

کلاغ آخر رسید خونه

یکی پیدا میشه یه شب

سر هر قولی میمونه

لالا لالا گل زردم

چراغارم خاموش کردم

بخواب که مثل پروانه

خودم دور تو میگردم 


comment نظرات ()
حسین ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱


comment نظرات ()
خالصانه ترین عزاداری ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٢۱

 

مرا دوباره
به آن روز های خوب ببر
سپس رها کن و برگرد
من نمی آیم...

 

دویدم و دویدم

به کربلا رسیدم

کنار چشمه آب

یه مشک خالی دیدم


مشک دادم به چشمه

چشمه به من آب داد

آب و دادم به زمین

زمین به من لاله داد

لاله به رنگ خونه

تو گوش من می خونه

*********

حسین حسین غریبه

تشنه ولی شهیده

حسین حسین حسین جان

حسین حسین حسین جان 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۸/۱۸



 

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

قبولم کن ... من آداب زیارت را نمی‌دانم !


نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم


نگاهم روبروی تو بلاتکلیف می‌ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم


تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم


اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:

که من یک شاعر درباری‌ام ؛ مداح سلطانم...

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۳


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۳



 

عقـل درس حَـذَر از عشـق بـه دل هـا مـی داد

زیــر لب گـفت دلـم : خسـته نباشیــد استــاد...!

سعید سلیمان پور


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٩


comment نظرات ()
طلوع خورشید ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٩


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۸


comment نظرات ()
دیدن اسم عشق تان ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧

برای دیدن اسم عشق تان کمی با انگشتان دست تان گوشه های چشم تان را بکشید!

(مثل ژاپنی ها)

 




comment نظرات ()
یه اشتباه محاسباتی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧



▱ پسرعمه: آقای مجری شما منو بیشتر دوس داری یا ماشین عباس آقا رو؟
▰ مجری: معلومه که تو رو بیشتر دوس دارم...
▱پسرعمه: خب خدارو شکر!

▰ مجری: چطور مگه؟
▱ پسرعمه: هیچی...زدم ماشین عباس آقا رو ترکوندم نگران بودم نکنه بخاطرش منو دعوا کنی!

▰ مجری(با عصبانیت): بله!؟ زدی ماشین اون بنده خدا رو ترکوندی!؟
▱ پسرعمه: یه اشتباه محاسباتی بود،کبریت انداختم تو باکش میخواستم ببینم از اگزوزش آتیش میاد بیرون یا نه!

▰ مجری: مثلاٌ اگه آتیش میومد بیرون چی میشد!؟
▱ پسرعمه: من خوشحال میشدم!

▰ مجری: خدایا یه قدرتی به من بده این بچه رو نزنم!
▱ پسرعمه: خدایا یکم بیشتر بهش قدرت بده،هنوز نمیدونه خود عباس آقا هم تو ماشین بود!


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٦/۱٩

 

 سلام سیّدِ خوبم؛ خدا نگهدارت

هزار ناز طبیبانه است بیمارت



تمام درد و بلاها به جان من، آقا!

مباد لحظه‌ای اصلاً دهند آزارت



گره‌گشاتر از آنی که کوری گره‌ها

به دست‌های تو افتد؛ کُند گرفتارت



عزیز ملّت ایران، ادامه‌ی خوبان

بیا دوباره به میدان، ببند دستارت



سرت سلامت و جانت دوباره جان‌افزا

بیا که چشم به راه توایم و دیدارت...

 


comment نظرات ()
سلام ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٦/۱٧

 

ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻣﯿﺮﻥ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﻪ ﻭﯾﺰﺍﺷﻮﻥ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺸﻪ

ﻣﻨﻢ ۳ ﻣﺎﻫﯽ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﻂ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﻢ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﯾﻪ

ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﻡ ! :))))))

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٢

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شادمان بود .

پرسید : چطور در چنین وضعیتی شادمانی می کنی ؟!

گفت : من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی که برای او کار میکنم روزی مرا می دهد .

صاحبدل به خود گفت :

شرم دارم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد ؛

و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزگارم هستم ...!

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸


comment نظرات ()
فقط بعضی از خانم ها ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/۱٠



امروز خودم شاهد بودم یه سری از خانم ها وقتی به سرعتگیر میرسن تقریبا از ماشین پیاده میشن دو سرشو میگیرن میزارنش اونور دست انداز که یه وقت ماشین آسیب نبینه ، اخه مسلمون ماشین پشت سری شاید حواسش نباشه شما خانومی ...

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٤/٩


comment نظرات ()
درمان ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱

 

چندیست هوای چشم من بارانیست

هر خشت دلم بیانگر ویرانیست

بیماری دوری از خراسان دارم

تجویز پزشک من حرم درمانیست .

 


comment نظرات ()
شیطان ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۳/۳۱

گفتم : لعنت بر شیطان...

شیطان ظاهر شد در حالی که لبخندی روی لب داشت .

پرسیدم : چرا می خندی ؟

پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام می گیرد .

پرسیدم : مگر چه کرده ام ؟

گفت : مرا لعنت می کنی ، در حالی که هیچ بدی به تو نکرده ام .

با تعجب سوال کردم :

....... پس چرا زمین می خورم ؟!

جواب داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای .

نفس تو هنوز وحشی است ؛ تو را زمین می زند .

پرسیدم : پس تو چه کاره ای ؟

پاسخ داد :

هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد.

فعلا برو سواری بیاموز ...!


comment نظرات ()
جمعه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۳/۳٠

کاش مکانی بود دل را بستری می کردم و طبیبی بود تا روحم را مداوا می کرد .

نیمه شب که میشود صدای قدم های خدا را می شود شنید و صدای نفس نفس زدنش را آنگاه که بیمار اتاق مجاور با تمام وجود او را می خواند و اگر با همین لحن هر بشری را بخواند سراسیمه اجابت خواهد نمود . پس مگر می شود نشنیده باشد صدای گریه همراه بیمار تخت مجاور را آنگاه که نیمه شب با می درماندگی وضو ساخت و خالصانانه خود را در سجاده تمنا به گدایی لطف او نشاند . آهای اهالی تخت های احتیاج با تمام لطفش آمده تا بی هیج نازی نیاز اجابت کند و عشقش به بندگانش را متجلی نماید . 

خدایا ممنونم که اینقدر به تو نزدیک می شوم گاهی ...

ساعت چهار صبح و آستانه اذان صبح روز آدینه / روی تخت بیمارستان  


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۳/۱۳



خــــــــــــدایا !!! 

قسم به بزرگیت ،

هیچکس ، هیچوقت ، مریضی مــــــــادر شو  نبینه ...

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٧


comment نظرات ()
دل ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۸


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٤

 

من و تنهایی و یک شمع

خدایا ، نکند باد بیاید ... 

 


comment نظرات ()
بک الدخیل یا رئوف....
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱


comment نظرات ()
بک الدخیل یا رئوف....
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱


comment نظرات ()
بک الدخیل یا رئوف....
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱



بر نمی گردم از این پنجره رویایی
تا تبسم بوزد از این پنجره رویایی

صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی

چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار
شور بر پا شده از این همه بی پروایی

من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم
عشق باریده بر این دل شده صحرایی

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی

دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد 

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱

 

خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد . .
دارم از دوری تو می میرم ، دعوتم کن که دیر خواهد شد . .

از کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همین شاعران امروزی
هر عزیزی که شاعرت باشد ، شاعری بی نظیر خواهد شد . .

پادشاهان همیشه محتاجت ، مهربانی برای تو عادت
هر گدایی که خادمت باشد ، در دو عالم امیر خواهد شد . .

چشم هایت نهایت دریاست ، بس که جذابی و تماشایی
روبروی نگاه آبی تو ، آسمان سر به زیر خواهد شد . .

با هزاران امید آمده است ، تا بخواند غزل برای دلت
اگر او را تو اعتنا نکنی ، شاعری گوشه گیر خواهد شد . . .

بیش از این در توان شاعر نیست ، باید اما دوباره بنویسم
آن امامی که عاشق شعر است ، مگر از شعر سیر خواهد شد . . 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱



سقا خانه ... نویشدن از چشمه ی مهربانی

در افطار روزه اول رجب مان می شد چی می شد ؟؟؟ ... 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱



عهـد بستـم کـه تحمـل کنـم ایـن دوری را

عهـد بستـم ولـی از عهـد خـودم می گـذرم . . .

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱

ابـر و بـاد و مه و خـورشـیـد و مـن و چـرخ و فـلـک ...

آه آقــا ...

نـَفَـس ِ چـنـد، نـفـر دسـت شـمـاسـت ... ؟ 

 


comment نظرات ()
یگانه سلطان ملک عاشقی...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱



تو ای ترجمان عشق در چشمانت... ای بوی خوش یاس در سرایت... دیر بازیست که دلهای عاشق را پناهگاهی... ای پادشاه ملک خورشید... در بارگاهت راهی نیست میان حاجت و اجابت... گدای کوی تو تاج شاهی به سر دارد.

به ضریحت پیوند خورده دل هزاران عاشق از هزاران سال پیش.کرامتت کرامت همایونیست و عطایت فراتر از قابلیت ما... گواهی می دهد... از عرشیان تا فرشیان...

که تویی یگانه سلطان ملک عاشقی...

 


comment نظرات ()
دلـم خیلی گرفته ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱


دلم برای کودکـیم تـنگ شده.....

برای روزهایی که باور سـاده ای داشتم

همه ادم ها را دوسـت داشـتم

مـرگ مـادر کــوزت را باور مـیـکـردم

مادرم که میرفت به این فکر بودم که مثل مادر هـاچ گم نشود

از نجاری ها که میگذشـتم گوشـه چشمی به دنبال وروجـک میگشتم

تـمـام حسرتـم از دنـیا نوشتن با خودکـار بود

دلـم برای خـدا تـنگ شـده

خدایی که شبها بوسه بارانش میکردم

دلم برای کودکیـم تنگ شده...

شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من از او ول شد! ...

 


comment نظرات ()
حرم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱

 

کبوتر هم که باشی

گاهی

دود شهر

پرو بالت را سیاه میکند

به یک هوای پاک نیاز داری

چیزی شبیه

هوای حرم... 

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٠


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٠

اگه فکرت مثبت باشه؛

تو بحرانی ترین لحظه ها و ناامیدانه ترین وقت ها میتونی به همه چی مثبت نگاه کنی...

 

 


comment نظرات ()
رجب ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٠



خواندن دعایى که از امام جواد(ع) نقل شده است که فرمود:

مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند : اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى .

 


comment نظرات ()
بابای موجی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٩

وقتی به بچه ای میگه :

بابام آزاده است ، افتخار می کنه ...

وقتی به بچه ای میگه :  

بابام شهید شده ، با افتخار سرش را بالا می گیره ...

وقتی به بچه ای میگه :

بابام جانبازه ، یه دست نداره ، به داشتن این بابا افتخار می کنه ...

وقتی به بچه ای میگه :

بابم موجیه ، فقط خدا میدونه ....

 

.....................................................................................................................

فقط دعا کنید بابام شهید بشه!
خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟
آخه هروقت موج میگیردش وحال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو ومادرو برادر رو کتک میزنه! ، امامشکل مااین نیست!
گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟
 گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست وپاهای همهمون را ماچ میکنه ومعذرت خواهی میکنه.حاجی ماطاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.حاجی دعاکنید پدرم شهیدبشه وبه رفیقاش ملحق بشه....

 


comment نظرات ()
عشق بچه بازی نیست ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٩


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٩


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤



تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست که

ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد

مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند

بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی

که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد


comment نظرات ()
در ادامه مطلب قبلی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٢


comment نظرات ()
پرسش های در مورد رانندگی خانم ها(طنز)
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٢



پرسش : اگر یک خانوم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار می کند ؟

الف ) قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود

قاف ) سعی می کند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد

دال ) در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد

نون ) سفره ابوالفضل نذر می کند که زنده بماند



پرسش: هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست ؟

الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود

قاف ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد

دال ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورد و با همسرش تماس بگیرد

نون ) یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند



پرسش : اگر یک خانوم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند ؟

الف ) بعد از از بیخ کندن آینه بغل جفت خودرو ها از بینشان عبور می کند

قاف ) اول به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد

دال ) ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند سپس از روی دو خودرو عبور می کند

نون ) یک بوق می زند و راننده دو خودرو تا متوجه می شوند او خانوم است سریعا به او راه می دهند که برود



پرسش : زمانیکه یک خانوم در پشت فرمان خودرو نشسته و خودرو اش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست ؟

الف ) یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده

قاف ) یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانوم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است

دال ) یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته

نون ) یعنی پشت فرمان خوابش برده



پرسش : معمولا یک خانوم راننده وقتی خودرو اش پنچر می شود چکار می کند ؟

الف ) ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند

قاف ) تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید

دال ) به آتش نشانی زنگ می زند

نون ) ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد



پرسش : خانوم های راننده به کدام قسمت خودرو بیش از بقیه علاقه مند می باشند ؟

الف ) آینه ها ؛ چون اگر در هنگام رانندگی کوچکترین خدشه ای در میکاپ آن ها بوجود آید آن ها را آگاه می کند

قاف ) پخش سی دی ؛ چون آهنگ های ملایم آن استرس آن ها را در هنگام رانندگی کاهش می دهد

دال ) برف پاک کن ؛ چون خودش شیشه را تمیز می کند و نیازی نیست که برای تمیز کردن شیشه هم با همسرشان تماس بگیرند

نون ) داشبور ؛ چون رژ لب ، پنکک ، موچین ، ریمل ، کرم سفید کننده ، مداد چشم ، بیگودی و کلی چیزهای دیگر داخل آن جا می شود



پرسش : هنگامی که یک خانوم راننده از داخل آینه مشاهده کند که یک آمبولانس در پشت سرش در حرکت است چکار می کند ؟

الف ) هول می شود و پایش را می گذارد روی ترمز و آمبولانس هم از عقب به شدت با خودرو او برخورد می کند

قاف) جیغ می کشد و کنترل خودرو از دستش خارج شده و بعد از برخورد با خودروهای دیگر به داخل جوی آب می افتد و بعد با همسرش تماس می گیرد

دال) خودرو خودش و آمبولانس را وسط خیابان متوقف می کند تا بتواند بیمار داخلآمبولانس را ویزیت کند و یکسری دارو گیاهی و دارو دوای خانگی برایش تجویزکند

نون ) در حال حرکت فرمان را ول می کند و برای بهبودی بیمار داخل آمبولانس دست به دعا بر می دارد



پرسش : اگر یک خانوم راننده بخواهد خودرو اش را بین دو خودروی پارک شده پارک نماید ( پارک دوبل ) چکار می کند ؟

الف ) پس از شکستن چراغ عقب خودروی جلویی و چراغ جلوی خودروی عقبی بوسیله سپر ماشینش ، با همسرش تماس می گیرد

قاف ) آنقدر منتظر می ماند تا راننده یکی از دو خودرو بیاید و ماشینش را بردارد

دال) به مخترع ماشین فحش می دهد که چرا ماشین را طوری اختراع نکرد که از بغل هم راه برود تا بشود با آن بین دو خودرو به راحتی پارک کرد

نون ) از یک عابر مذکر می خواهد که خودرو را برایش پارک کند



پرسش : اولین اقدامی که یک خانوم راننده بعد از تصادف انجام می دهد چیست ؟

الف ) جیغ کشیده و بیهوش می شود

قاف ) با شوهرش تماس می گیرد

دال ) می گوید : آخ ببخشید می خواستم ترمز بگیرم اشتباهی گاز دادم

نون ) اول به خاطر سالم ماندنش یک دیگ شله زرد نذر می کند بعد هم عهد می کند که دیگر پشت رل ننشیند



پرسش : شما بعنوان یک مرد اگر خانومتان گواهینامه رانندگی اش را بگیرد و بخواهد که با خودروی شما رانندگی کند چکار می کنید ؟

الف ) وقتی که او سوار خودرو می شود گوشی موبایلتان را خاموش می کنید

قاف ) کلا برای همیشه گوشی موبایلتان را خاموش می کنید

دال ) اصلا گوشی و سیم کارتتان را با هم می برید می فروشید

نون ) گوشی و سیم کارت و خودروتان را یکجا می فروشید و بعد هم خانومتان را طلاق می دهید



تذکر: از خانوم های محترمه تقاضا دارم که پس از خواندن این مطلب هیچگونه موضع خصمانه ای در قبال بنده اتخاذ نفرمایند زیرا منظور من به هیچ عنوان خانومهای کشور خودمان نبود.

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱




comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱

مهربانا کی توانم از تو بگریزم که ضمیر دلم همه آغشته به رنگ و بوی توست.

مرا به سوی تو کدامین راه است جز کوچه باغهای مهر تو .

 

http://saharmahmodi.persianblog.ir 


comment نظرات ()
یارانه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱


comment نظرات ()
زن ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱

دیروز در اولین ساعات روز زن وقتی یک خانم راننده محترمه خودروی اینجانب را صافکاری لازم  فرمودند به این جمله ایمان آوردم ، شاید خودم هم این جمله را روی ماشینم بنویسم ... 

 


comment نظرات ()
ایها الرئوف؛ گـاهی .. نگـاهی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱



روی ﻓﺮش دل ﻣﻦ ﺟﻮﻫﺮی از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ رﯾﺨﺖ...

آﻣﺪم ﭘﺎک ﮐﻨﻢ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ را ، ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ...


comment نظرات ()
ببخشید ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱


comment نظرات ()
ولادت حضرت زهرا (س) ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/۳۱

 

ما را فرح و شور دمادم دادند

برزخم دل شکسته مرهم دادند

منت به سر حیات بگذاشت خدا

روزی که تو را هدیه به عالم دادند

***********

از نور دمادم آفریدند تو را

تاج سر عالم آفریدند تو را

فرمود پیمبر خدا زهرا جان

قبل از من و آدم آفریدند تورا

 


comment نظرات ()
واژه ی مادر مرا تنها یاد تو می اندازد....
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠


comment نظرات ()
مادر شهید پیش از آنکه مادرِ شهید شود، شهید می‌شود !
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠

شهید که باشی...
یک بار شهید میشوی...
مادر شهید که باشی هر روز...
مادر شهید مفقود الاثر که باشی هر ثانیه...
ســـلامتی هــمه ی مادران شهدا صــلوات

{اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم} 


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠



مادر تنها کسیست که میتوان "دوستت دارم"‌هایش رااا باور کرد حتی اگر نگوید...

خیلی از مادرا
انتظار کادو ندارن
انتظار هدیه ندارن
دلشون میخواد، بچه شون با یه شاخ گل
نه نه ، شده دست خالی، فقط بیاد بهشون سر بزنه.....

 


comment نظرات ()
روز مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠


تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ، ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن !

فریدون مشیری


comment نظرات ()
ظهور ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠

«اللهم عجل لولیک الفرج» یعنی بیاییم گناه نکنیم ...!


comment نظرات ()
مردانه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠

ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺩﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮین ها هستن :

ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ ﭼﺎﻕ ﻧﻤﯿﺸﻦ

ﻭ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺮﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﻟﺶ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮﻥ ﻣﯿﺒﺮﻩ !


comment نظرات ()
خوشبختی یعنی :
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠

ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺩﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮین ها هستن :

ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ ﭼﺎﻕ ﻧﻤﯿﺸﻦ

ﻭ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺮﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﻟﺶ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮﻥ ﻣﯿﺒﺮﻩ !


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥


برای خانه همسایه ات هم چراغ آرزو کن ، 

قطعا حوالی خانه تو هم روشن تر خواهد شد ...

 

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥


comment نظرات ()
مقدس ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند "دوستت دارم"

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را...

بهشان خرده نگیرید!

این آدمها فهمیده اند "دوستت دارم" حرمت دارد ...

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را میفهمی...

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی...تا تو شاد باشی...

به هر دری میزنند ، البته بدون اینکه هیچ لغزش و گناهی از ایشان سر بزند ...

و سایه خدا در دوست داشتنشان حضور دارد ، مثل یک پدر ، این دوستی مقدس است ...




comment نظرات ()
یا رفیق من لا رفیق له
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥


comment نظرات ()
خیلی زیبا ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥



خــــودت باش

خوششان هم نیامد ، نیامد .

اینجا که مجسمه سازی نیست ...

 


comment نظرات ()
تو تنها نیستی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥

تو تنها نیستی...

دوستانی در نزدیکی ات قدم می زنند،

که شاید هرگز نبینی...

مهربانی هایی که،

شاید بعد ها نصیبت شود...

گفته ی سهراب را گوش کردی؟؟؟

چشم هایت را شُستی؟؟؟

جورِ دیگر دیدی؟؟؟

 


comment نظرات ()
لبخند ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٤

 

 

لبخند تو را چند صباحی است ندیدیم

یک بار دگر ، خانه ات آباد ، بگـو ســـیب

 


comment نظرات ()
خدایا به سلامت برگرده ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٤


comment نظرات ()
داره یک ماه میشه و دوباره دل تنگه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٤

بغض آمده و حال مرا بد کرده
جذر آمده از گلوی من رد کرده
 من این چمدان ، تو ساک ها را بردار
بدجور دلم هوای مشهد کرده

 


comment نظرات ()
وفات حضرت ام البنین (س)
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٤

گفتم ام البنین، دلم پا شد

گره هایی که داشتم وا شد


مادر آب را صدا زدم و ...

خشکسالم شبیه دریا شد


سوره ی حمد نذر او کردیم

گم شده داشتیم و پیدا شد


با ادب بود و روی دامانش

تا گل نازدانه ای جا شد


...به مدینه نگفت مادر شد

گفت،‌ مولای شهر بابا شد


با کنیزیّ خانواده ی عشق

در دو عالم عزیز زهرا شد


خادمی کرد تا که عباسش

از ازل تا همیشه آقا شد


همه ی بچه هاش عیسایند

گرچه عباس او مسیحا شد


آن قَدَر خرج گریه شد افتاد

آن قَدَر خرج گریه شد تا شد


تا قیامت به احترام حسین

ذکر لبهاش واحسینا شد


گفت - گفتند روز عاشورا

در غروبی که خیمه غوغا شد


بیت تقسیم آبروی حرم

مشک بی آب - سهم سقّا شد


کاش دست عمود نخلستان

سدّ راهش نمی شد امّا شد


گفت - گفتند بعد آنی که

علیِ اکبر ارباًاربا شد


قد سقّا شبیه قاسم شد

قدّ قاسم شبیه سقّا شد


گفت - گفتند بر سر نیزه

سر عبّاس من تماشا شد


بسته بودند اگر نمی افتاد

بسته بودند اگر به نی جا شد


خوب شد همره حسین نرفت

در مسیری که سر به نی ها شد


خوب شد مجلس شراب نرفت

در همان جا که جشن برپا شد


علی اکبر لطیفیان


comment نظرات ()
13جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام تسلیت باد ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٤

 

بدون ماه قـــدم مــــی زنم ســــــــــــحر ها را

گرفته اند از این آســــــــــــــمان قمر ها را

چقدر خاک ســرش ریخته است، معلوم است

رسانده است به خانم کســــی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصــــــــــــــا مانده

گرفته اند از این قد کمان پســــــــــــرها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهــــــایش

بیاورند برایش فقط سپـــــــــــــــــرهـــــا را

نشسته است سر راه و روضـــــــه می خواند

که در بیاورد آه آه رهگذرهــــــــــــــــــــا را

ندیده است اگر چه ولی خـــــــــــــــــــبر دارد

سر عمود عوض کرده شکل سرهــــــــا را

کنـــــــــــــار آب دو تا دست بر روی یک دست

رسانده است به ما خانم این خبرهــــــا را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بــــــــــــــــگو

ز عون دم زد و گفتی که از حسین بــــــگو

ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شــــــــــــــــدی

برای خانه مولا که انتخاب شـــــــــــــــــدی

به خانه ولی الله اعظم آمـــــــــــــــــــــــدی و

دلیل عزت قوم بنی کلاب شـــــــــــــــدی

به جای اینکه شَوی مُدعیه همســــــــری اش

کنیز حلقه به گوش ابوتراب شــــــــــــدی

تنور خانه حیدر دوباره گرم شــــــــــــــــــــد و

برای چرخش دستار انتخاب شـــــــــــدی

چهار تا پســـــــــــــــــــر آوردی برای عــــلی

که جای فاطمه ام البنین شــــــــــــــــدی

دلت همیشه چنین شوهری دعا می کـــرد

تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شـــــدی

اگر چه ضرب غلافــــــــــی به بازویت نگرفت

میان کوچــــــــــــه به دیوار زانویت نگـرفت

تو را به قصد جسارت کســـــی اسیر نکرد

به چادر عربیـــــــــــــــــه تو خار گیر نکرد

تو را که فرق عــلی دیده ای و خون حسن

به غیـــــــــــر کرب و بلا هیچ چیز پیر نکرد

به احتـــــــــــــرام همــــــان تکه بوریا دیگر

زمین خـــــــــــــانه تو نیـــــت حصیر نکرد

از آن زمــــــــــان که شنیدی خزان گلها را

هــــــــــــــــوای کوی تو باغ دلپذیر نکرد

چه خوب شــــــــــد که نبودی کربلا بینی

که دست دشمن دون رحم بر صغیر نکرد

به نعـــــــــــــــــــل تازه گرفتند تا بدنها را

به ضــــــــرب دست لگد میزدند زن ها را

 


comment نظرات ()
بودنت ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱/٢۳

 

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد

ناز چشمانِ قشنگ تو کشیدن دارد

چشم تو ریخته بر هم من معمولی را

یک نگاه تو به من جامه دریدن دارد 

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱


comment نظرات ()
من سرم روی دوش تو باشد قشنگ است ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱

 

اشک باید در آغوش یاری بریزد
زلف بر شانه‌هایش نگاری بریزد

من سرم روی دوش تو باشد قشنگ است،
صخره وقتی از آن آبشاری بریزد

چای خوب است اما از آن بهتر این‌ست:
چای را آنکه تو دوست داری بریزد!

خواست قلب مرا پر کند از تو این عشق
خواست دریا که در جویباری بریزد

عمر ما آن شکوفه‌ست بر شاخه، افسوس
می‌رود با نسیمی بهاری بریزد

چهره‌ام مثل آئینه از غم کدر شد
کاش دست تو از من غباری بریزد

 

مژگان عباسلو 


comment نظرات ()
کوچه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱

نزدیک غروب هیجان آور کوچه

من باز به شوق تو نشستم سر کوچه

گل های سر روسری ات مثل همیشه

زنبور عسل ریخته سرتاسر کوچه

از دوختن چشم قشنگت به زمین است

نقشی که چنین حک شده در باور کوچه

اینگونه نگین در همه ی عمر ندیدم

اینقدر برازنده بر انگشتر کوچه

«گل در برو می در کف و معشوق ...» خدایا

من مست غزلخوانی سکرآور کوچه

لب تر کن تا ور بکشد پاشنه اش را

بی واهمه یکبار دگر قیصر کوچه

من کشته ی این عشقم و باید بگذارند

فردای جهان نام مرا برسر کوچه

رضا نیکوکار


comment نظرات ()
عشق میراث آدم و حواست ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱



چه بگویم؟ نگفته هم پیداست
غم این دل مگر یکی و دو تاست؟

به همم ریخته ست گیسویی
به همم ریخته ست مدتهاست

هم به هم ریخته ست هم موزون
اختیارات شاعری خداست

در کش و قوس بوسه و پرهیز
کارمان کار ساحل و دریاست

نیست مستور آن که بد مست است
چشم تو این میانه استثناست

خاطرت جمع من پریشانم
من حواسم هنوز پرت هواست

از پریشانی اش پشیمان نیست
دل شیدای ما از آن دلهاست!

هر کجا میروی دلم با توست
هر کجا میروم غمت آنجاست

عشق سوغات باغهای بهشت
عشق میراث آدم و حواست

محمد مهدی سیار

 


comment نظرات ()
فکر نو ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱

 

تازگی ها زده فکری که نباید به سرم
به خیالات تو از بس که می افتد گذرم

می نشینم لب تختم، من و فکر تو و او
بعد به تیرک بالای سرم می نگرم

(او که از راه رسید و همه چیزم را برد
او که بابات صدا می کند او را: «پسرم»)

یک و هشتاد قد من، قد این تیر سه متر
مانده یک متر طناب، آه، که باید بخرم

حلقه در دست نکن تاج سرم تا نزند
به سر من هوس حلقه ی بالای سرم

راستی که دم آن عاشق دلسوخته گرم:
«پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم»

حال بین من و کف فاصله یک صندلی است
نظرت چیست عزیزم!؟ بپرم یا نپرم!؟

 

علی فردوسی


comment نظرات ()
دانشگاه آزاد ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱

 

هر آن کس را که دیدی هست دلشاد

بدور از نالــــــــــــه و اندوه و فریــاد

بـدان فرزنـد ایشان نیــــست راهـــی

پـدرجـان ، سوی دانشـــــــــگاه آزاد

 

......................................



غـــــذایش را بجــــــــز کوکو ندیـــدم

به زیر پاش یک زیلـــــــو ندیـــــــدم

درون خانـه اش را هرچه گشــــــتم

به غیـر از پنـــــــــج دانشـجو ندیــدم

 


comment نظرات ()
رفتار عجیب ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٠

 

تعجب می کند یارم ز رفتاری که من دارم
تصور می کند دیوانه ام یاری که من دارم

نه او، هر کس دگر باشد تعجب می کند طبعاً
ز رفتار عجیب و نابهنجاری که من دارم

همه گویند رفتارم عجیب و نابهنجار است
و گاهی مایه شرم است اطواری که من دارم

خودم یکبار رفتار خودم را بررسی کردم
ولی دیدم که معقول است رفتاری که من دارم

و دیشب دست آخر گفتمش با صد زبان بازی:
خودت -یارا!- مرض داری و پنداری که من دارم

همیشه فکر می کردی که من از خویش شک دارم
کنون دیدی بی علت نیست اصراری که من دارم؟

چه خواهی گفت اگر روزی درآری سر ز افکارم؟
که رفتارم شده مشتق ز افکاری که من دارم

کسی دیگر مرا کی می تواند کنترل کردن؟
نباشد دست کس -غیر تو- افساری که من دارم

برایم آبرو نگذاشتی، بی آبرو! شرمی
کنون نقل محافلهاست آماری که من دارم

نه پولم می دهد، نه احترامم پاس می دارد
طلبکار است خود گویی بدهکاری که من دارم

تمام سالمندان از پرستار جوان گویند
ولی صد سال سن دارد پرستاری که من دارم


امید مهدی ن‍ژاد


comment نظرات ()
سلام ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱/۱٩

 

بهار است ، فصل نو شدن ، فصل روییدن ، فصل عشق بازی خدا با طبیعت 

در این سر آغاز ، در این فصل زیبایی ها چرا بعضی ها باعث تلخی بادامها می شوند ؟؟؟ 

دل من که تلخ شد دل بادام ها را نمی دانم !!!!  

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱/۱٩


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸


comment نظرات ()
آینه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸



آینه ی اتاقم را

با آینه ی اتاقت عوض میکنی ؟

این فقط مرا نشان میدهد . . . !

 


comment نظرات ()
بهار ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

شکوفه های بادام شبیه لبخند های تو

تکثیر می شود ...

کاش تلخ نگردد امسال

نه دل تو

نه دل بادامها ...

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

گوش راستم سوت می کشد !!!

" حتما " داری از من حرف می زنی

دلم را به این خرافات خوش می کنم

که از تو حرف بزنم ...!

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

اصلاً هیچوقت گفته بودم

می خواهم خوابیدنت را تماشا کنم؟

 

 


comment نظرات ()
کاش ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

کاش باران بودم !

دقیقاً می گذاشتم

روزی که چترت را جا گذاشتی

می باریدم ...!

 


comment نظرات ()
دیشب ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

دیشب که خواب دیدم

" می بوسمت "

تو خواب ندیدی

بوسیده می شوی ؟!

 


comment نظرات ()
آهای ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

شاید برای تو

فراوان باشند کسانی که

اندازه من دوستت دارند

اما برای من ...

کم که هیچ !

وجود ندارد کسی که اندازه ی " تو "

دوستش داشته باشم .

 


comment نظرات ()
وسوسه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

 

چه وسوسه ای دارد خدا بودن

فکرش را بکن

همیشه کنار تو

نزدیک تر از رگ گردنت باشم ...!

 


comment نظرات ()
بمیری ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸

صدای قلبم را

 می شنوی ؟ !!!

هنوز هم بعد این سالها

 با صدای زنگت تند می زند !!!

 


comment نظرات ()
خدانگهدار ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٦



شنیده ام که :

«کسانی شبیه و شکل مرا»؛

کنار پنجره ی فولاد می‌دهند شفا ...!

«یا علی بن موسی الرضا»


comment نظرات ()
انشاءالله فردا ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥


comment نظرات ()
بیا . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥

آهسته بیا

چیزی هم ننویس

نظر هم نگذار

همان که بخوانی بس است

من به بی محلی آدمها عادت دارم ...

 


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥

گفت : من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود... 

گفتم : پس چرا الان زیر پای توست ؟ 

گفت : آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم

 


comment نظرات ()
امروز . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥



یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد

رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد

تنها دل ساده ایست دارایی من

آن هم شب عید تقدیم تو باد

 


comment نظرات ()
جمکرانی
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥



گرفته بوی تو را خلوت خزانی من
کجایی؟ ای گل شب بوی بی‌نشانی من!

غزل برای تو سر می‌برم، عزیزترین!
اگر شبانه بیایی به میهمانی من

چنین که بوی تنت در رواق‌ها جاری است
چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟!

عجیب حکایت تلخی ست ناامید شدن
شما کجا و من و چادر شبانی من؟!

در این تغزّل کوچک سرودمت، از خوب!
خدا کند که بخندی به ناتوانی من

به پای بوس تو، آیینه دست‌چین کردم
کجایی؟ ای گل شب بوی بی‌نشانی من!


شاعر : سعید بیابانکی  


comment نظرات ()
ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جست‌وجو نکن . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥

ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جست‌وجو نکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن

در قلب من، سراغ غم خویش را مگیر
خاگستر گداخته را زیر و رو مکن

در چشم دیگران منشین، در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

راز من است غنچه لب‌های سرخ دوست
راز مرا برای کسی بازگو مکن

دیدار ما تصور یک بی‌نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو برو مکن

مباش آرام، حتی گر نشان از گردبادی نیست
به این صحرا که من می‌آیم از آن، اعتمادی نیست

به دنبال چه می‌گردند مردم، در شبستان‌ها
در این مسجد که من دیدم، چراغ اعتقادی نیست

نه تنها غم، سلامت باد گفتن‌های مستان هم
گواهی می‌دهد دنیای ما، دنیای شادی نیست

چرا بی عشق سر بر سجده تسلیم بگذارم
نمی‌خواهم نمازی را که در آن، از تو یادی نیست

کنار بسترم بنشین و دستم را بگیر ای عشق
برای آخرین سوگندها، وقت زیادی نیست

مرا با چشم‌های بسته از پل بگذران ای دوست
تو وقتی با منی دیگر مرا بیم معادی نیست

شاعر : فاضل نظری 


comment نظرات ()
پدر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤


comment نظرات ()
بصیرت ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤


comment نظرات ()
فاطمیه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤



گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود

یک لحظه از مصیبت ما کم نمی‌شود

راز میان کوچه‌ی خود را به من بگو

چون هرکسی برای تو محرم نمی‌شود

آنچه میان کوچه گذشته بگو، ولی

هرچند که اینچنین مجسم نمی‌شود

هم کار می‌کنی، وَ هم درد می‌کشی

بانوی من به جان تو باهم نمی‌شود

از آنچه آمده به سرت رنج می‌بری

داغی شبیه داغ تو ماتم نمی‌شود

همسایه‌ها برای تو پیغام داده‌اند

گریه که لحظه لحظه و هر دم نمی‌شود

جان حسین و جان من و جان زینبت

گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود

شاعر: رضا باقریان

 


comment نظرات ()
فاطمیه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

 



فرصت نشد ز حادثه رفع خطر کنم

دشمن امان نداد خودم را سپر کنم

دستش گذشت از سرم ای وای مادرم

حالا نشسته ام که چه خاکی به سر کنم

 


comment نظرات ()
خداحافظ رفیق...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤


comment نظرات ()
منم در سفره دارم هفت سین دارم ولی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤



منم در سفره دارم هفت سین را
ولی تواَم شده با داغ زهرا
بود سین نخستین سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگی
ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا
بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی
ازین ماتم دل حیدر غمین است
که سین چارمم سقط جنین است
به روی سفره سین پنجم این است
سر سجاده اش زینب حزین است
شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین،مانده سوت و کور خانه
چه گویم ای عزیز ازسین آخر
بود آن، سینه ی مجروح مادر

 


comment نظرات ()
لباس عید ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

 

هر کی لباس عیدش پیراهن عزای حضرت بی بی فاطمه زهرا(سلام اله علیها) است.

مثبت بده.........

 


comment نظرات ()
چکار داشتی این عراقی ها آمده اند به ناموس کشورت دست اندازی کنند ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٤



میماندی همین تهران خودمان ؛

الان برای خودت وزیری ؛ رئیسی ؛ مسئولی یا ... میشدی

و از تدبیر و گفتمان با . . . صحبت میکردی !!!

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٢



ما مشــــق غــــم عشـــق تـو را خوش ننوشتیـم

امــا تو بکــش خـط به خطــای همه ما

گر یاد تو جرمی است غمی نیست که عشـق است

جــرمی که نوشـتند به پای همه ی ما......

اللهم عجل لولیک الفرج


comment نظرات ()
محال ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٢

 

باورت رو عوض کن ...

اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد

باور محال بودنش را عوض کن . . .

 


comment نظرات ()
حجاب
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱


comment نظرات ()
ببار ای بارون ببار، بر دلم گریه کن خون ببار ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱

 

ببار ای بارون ببار، بر دلم گریه کن خون ببار

بر شب تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار

فدای غم های تو، خون میچکد از چشمای تو

بی تاب روی زیبای تو، می سوزه عالم در پای تو

خون دل آسمون، زبون میگیره صاحب زمون،

ای امان، ای امان، ای امان، عمه جان، عمه جان، عمه جان

دل زارم در تبه، گوشه ی چادر زینبِ

امشب جون همه بر لبه، روضه خون مادر زینبِ

وای زینــــــــــــــــــب

رسیده جون بر لبم، می سوزه سینه پر تبم

آسمون تیره ی شبم، قربونی غم زینبم

وای زینــــــــــــــــــب

اگر که غوغا نکرد، اگه شکوه ز غم ها نکرد

سفره ی دلشو وا نکرد، غصه جیگرشو پاره کرد

وای زینــــــــــــــــــب!!

 


comment نظرات ()
فاطمیه و نوروز ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱



حضرت آیت الله حسین نوری همدانی در پاسخ به سؤال جمعی از مقلدان خود درباره تقارن ایام فاطمیه با عید نوروز، بر ضرورت حفظ شعائر تاکید کرد.

پاسخ این مرجع تقلید به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
یکی از جلوه‌های محبت مردم متعهد ایران نسبت به اهلبیت عصمت علیهم السلام این است که مردم ولایتمدار این مملکت در طول تاریخ هر موقعی که ایام عید با ایام عزاداری اهلبیت علیهم السلام مواجه شده است، مراسم و آداب عزاداری را بر مراسم عید ترجیح داده اند و به این وسیله ارادت خود به اهلبیت علیهم السلام را به نمایش گذاشته اند.
بنابراین روز 13 و 14 و 15 جمادی الأولی که مصادف با 24 و 25 و 26 اسفند 1392 و فاطمیه اول است.
و نیز روز اول و دوم و سوم جمادی الثانیه که مصادف با 12 و 13 و 14 فروردین سال 1393 میباشد و فاطمیه دوم است، ایام عزاداری شهادت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام میباشد.
در بین این دو ایام برگزاری مراسم دیگر با رعایت موازین شرعی اشکال ندارد.
خداوند متعال عید سال 1393 را بر همگان مبارک بفرماید.

حسین نوری همدانی


comment نظرات ()
می خواهم ساده بنویسم باز برای تو ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱



می خواهم ساده بنویسم باز برای تو؛ دیشب در شلوغی خیابان ها شایدمیلیون ها

آدم در تردد برای خرید های عیدشان بودند در بازار همه چیز را می فروختند حتی آبرو!

و همه چیز را می خریدند حتی دروغ! چشم هایی را دیدم که ابلیس از دریچه آن به

ریحانه هامی نگریست ،و ریحانه هایی را دیدم که عطرشان بوی ابلیس می داد ،

مادرانی که زلفشان سایه امنیت کودکانشان بود، ومردانی که زیبایی عروسکانشان

تمام غیرتشان بود،در شلوغی پیاده رو و در همهمه صدا ها در زیبایی زرق و برق بازارها

دیگر نشنیدم وندیدم ،به آسمان نگاه کردم ،بغضم مجال ندادو اشک هایم جاری

شدانگار در روی زمین غریب تر از تو پیدا نمی شود ابلیس را به جرم سجده نکردن به

انسان زمین گیر کردی وانسان در زمین برای او سجده می کند ....

 


comment نظرات ()
جهنم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱



ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست.

جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن را خواهی دید.

آری ای دوست !

تا زمانی که بهشت ظهور نکرده است من و تو مقیم جهنمیم …

 


comment نظرات ()
چشم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

 

در تو هزار مزرعه خشخاش تازه است

آدم به چشم های تو معتاد می شود

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

 

این سرائیست که البته خلل خواهد یافت

خنک آن قوم که در بند سرای دگرند

 


comment نظرات ()
آشتی آشتی ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

 

به شبانی عابد که گرگ ها در میان گوسفندانش بودند و به آنها آزاری نداشتند ،

گفتند : از کی گرگان را با گوسفندانت آشتی افتاده است ؟

گفت : از آنگاه که شبان با خدای خود آشتی کرده ...

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

 

به هر دستی که برای کمک به سمتتون دراز میشه اعتماد نکنید !

 

 

نقل از : نقطه سر خط ...


comment نظرات ()
مادر ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۸



مادر ، تو همان شقایق معروف سهرابی 

تا تو هستی زندگی باید کرد .. !!!!!!!

 


comment نظرات ()
یک هدیه زیبا ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

 

پرنده ای که مقصدش کوچ است به ویرانی لانه اش نمی اندیشد. 

 

شهیدآوینی


comment نظرات ()
تنهایی چیست؟
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٥

 

تنهایی قشنگترین


و بی منت ترین حس دنیاست

 

چون برای داشتنش 


نیاز به هیچکس نداری.

 


comment نظرات ()
نقطه سرخط ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٥



رفته بودیـــــــم شبی سمت حرم یادت هست‌
خواستم مثــل کبوتـــــــــــــر بپرم یادت هست‌

رنگ و رو رفتــــه ‌‌تـرین تــــاقچه خانــــه‌ ی مان‌
مهر و تسبیــــــــح وکتاب پدرم یــــادت هست‌

خانـــــه ی کوچکمان کاهگلی بــــــــود، جنون‌
در همان خانه شبی زد به سرم یادت هست‌

قصدکـــــــردم که بگــیـــــــرم نفس دشمن را
و جگرگاه ستــــــــــــــم را بــدرم یادت هست‌

خواهر کوچک من تنــــد قدم بــــــر می‌داشت‌
گریه می‌کرد که او را بــبـــــــــرم یادت هست‌

گریه می‌کرد در آن لحظه عروسک می‌‌خواست‌
قول دادم که برایــــــــش بخرم، یـــادت هست‌

آن شب شــــــوم، شب مرده، شب دردانگیز 
آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست‌

تــوی اروند، در آن نـیـــمه ی شب بــــا قایــق‌
چارده ساله علی،‌ همسفرم یـــــادت هست‌

ناله‌ای کرد و به یک بــاره به اروند افتـــــــــــاد
بعد از آن واقعه خم شد کمرم یــــادت هست‌

سرخ شد چهره ارونـــــد و تــلاطم می‌کــــرد
جستجوهای غم‌انگیـــــــز تــــرم یـادت هست‌

مادرش تــا کمر کوچه به دنبـــــــــالم بــــــود
بسته‌ای داد برایـــش بــبــــــرم یـادت هست‌

بعد یک ماه، همان کوچه، همان مادر بــــــود
ضجه‌های پسرم، هی پسرم... یادت هست‌

خدابخش صفادل

منبع : وبلاگ زیبای نقطه سر خط ... 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۳

 

دیروز از هر چه بود گذشتیم ، امروز از هر چه بودیم گذشتیم


آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز


دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود


جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد


آنجا بر در اتاقمان می نوشتیم :

" یا حسین فرماندهی از آن توست "


و الآن می نویسیم :

" لطفا بدون هماهنگی وارد نشوید "


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم ، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم

 

قسمتی از وصیت نامه سردار رشید اسلام شهید نورعلی شوشتری 


comment نظرات ()
اهل همین حوالیم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٢

 

اهل همین حوالیم، از شهر سیب ها

چشم انتظار، مثل تمام غریب ها

این سالها بدون تو ، از دست رفته ام

از دست روزگار فراز و نشیب ها

گفتم دو بیت شعر بگویم، خدا کند

طوری شود نباشم از این بی نصیب ها

شاعر سلام، خسته نباشی، غزل بخیر

خوش باش در میان گل و عندلیب ها

شعرم چقدر شکل غزلهای حافظ است!!!

از خط و خال و زلف سیاه حبیب ها

این که نشد خدا، من و زلف نگارها

این که نشد خدا، من و این دلفریب ها

من یوسفم ز چاه رها کن مرا خدا

زندانی ام به خاطر بغض رقیب ها

مثل مسیح، مثل خودم، مثل سیب ها

تکرار می کنند مرا بر صلیب ها

چشمم به ماه بود که دلواپست شدم

برگرد ای خلاصه امن یجیب ها

یک روز می رسی ولی آنروز هم هنوز

باور نمی کنند تو را نانجیب ها

 


comment نظرات ()
مژه ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۱

 

یک به یک با مُژه هایت دل من مشغول است ..

میله های قفسم را نشمارم چه کنم ؟!

سیدحسن حسینی


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۱

 

آهای مرغ عشق فخر نفروش...

معشوق تو هم به لطف قفس است که وفادار مانده...

 


comment نظرات ()
صلوات بر سیّده نِسْوان فاطمه سلام الله علیها
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٥

 

 



 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیِّکَ وَاُمِّ
خدایا درود فرست بر صدیقه (طاهره ) فاطمه آن بانوى پاکیزه محبوب دوست و پیامبرت و مادر


اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِ
دوستان و برگزیدگانت آن بانویى که او را برگزیدى و فضیلت و برتریش دادى بر زنان


الْعالَمینَ اَللّهُمَّ کُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَکُنِ
جهانیان خدایا تو انتقامش را بگیر از کسانى که به او ستم کردند و حرمتش را سبک


الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى
شمردند و تو اى خدا خونخواهى فرزندانش را بکن خدایا همچنانکه او را بدین مقام رساندى که مادر امامان راهنما

 

وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْکَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلى فَصَلِّ عَلَیْها
و همسر پرچمدار محشر و گرامى در عالم بالا قرارش دادى پس درود فرست بر او


وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُکْرِمُ بِها وَجْهَ اَبیها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّ
و بر مادرش (خدیجه ) درودى که گرامى دارى بدان آبروى پدرش محمد صلى الله علیه و آله را و روشن گردانى


بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ
بدان دیده فرزندانش را و برسان بدیشان از من در این ساعت بهترین تحیت و سلام را



comment نظرات ()
غزلی بی نقطه در وصف حضرت زهرا (س)
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٤

 

سر در گم سرّ سحرم مادر گلها
دل مرده ی اسرار درم مادر گلها

ای محور اصل همه ی عالم وآدم
ای هاله ی احساس وکرم مادر گلها

هم اسوه ی مهر و مدد و گوهر علمی
هم سوره ی طاهای حرم مادر گلها

علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گلها

در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گلها

ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گلها

شاعر: مجید قاسمی


comment نظرات ()
بهار ؟!!!
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۳

 

بی تو هیهات زمین میل ِ بهاری بکُنَد

یا که شمس و قمرش لیل و نهاری بکُنَد

روز ِ محشر همه را خاک نشین کرده خدا

تا فقط فاطمه اش ناقه سواری بکُنَد

به فُلانی و فُلانی و فُلان گفتی: نَه

تا علی از تو فقط خواستگاری بکُنَد

آنقَدَر خواسته ات را به کسی دَم نزدی

که علی مانده برایِ تو چه کاری بکُنَد

بعدِ نُه سال چه گفتی که علی غمگین است؟!

چه سبب شد که علی فکر عَماری بکُنَد



خط بکش دور ِ سفر را و بمان پیش علی

بنْگَر این دیده یِ تر را و بمان پیش علی



صحبت از هرچه که خواهی بکن از رفتن نَه

پیش ِ چشم ِ نگرانِ همه جان کندن نَه

گفته ام تا بنویسند سر ِ کوچه دگر

سَدِّ معبر جلویِ مادر ِ آبستن نَه

چند روز است که دلشوره به زینب دادی

پنج سالش شده پس پیرُهن آوردن نَه

بین ِ گودال زمانی که حسین افتاده

تو سراسیمه بیا و بگو از گردَن نَه…

چکمه و سینه و زخم ِ پسر زهرا نَه

تبر و ساقه یِ خشکیده یِ یک گلشن نَه



قتلوکَ ، ذبحوکَ ، پسر ِ بی کفنم

عرفوکَ ، فضلوکَ ، شهِ خونین دهنم

(حسین قربانچه)


comment نظرات ()
ت...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۳

مشاهده یادداشت خصوصی


comment نظرات ()
نامرد ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

 

کاش تو تقویم روز"نامرد " هم داشتیم 


که بشه به بعضیا تبریک گفت ...

 


comment نظرات ()
ببخشید ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

 

به بعضی‌‌ها باید گفت :

دوست عزیز ... 

ببخشید حواسم نبود

پشتم خورد به خنجرتون ...

 


comment نظرات ()
کاش بیدار میشدم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

خدایا نمی دونم چی بگم ...

 


comment نظرات ()
یکی از بهترین دوستان خبر داد که عازم کربلا ست ، خیلی خوشحال شدم .
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩



شب نشینی چه قـدر بیـن دو گنبـد زیباست

در جــــوار حــــرم آل مـحـمــد (ص) زیباست

یک طرف حضـرت شـاه و طرفی حضـرت مـاه

گـردش دیــده و ســر هـر دو مجـدد زیباست

.................................................................

در هیاهوی ملک صحن تو دیدن دارد

شربتی آب در این کعبه چشیدن دارد

با اذان حرمت اشک چکیدن دارد

هم علی هم ولی الله اش شنیدن دارد

ای خدا حب علی اهل تمنا را بس

از دو دنیای تو ایوان نجف ما را بس

 

چو بشکفد زلبت غنچه های پاک دعا

تو را به فاطمه(س) سوگند التماس دعا 


comment نظرات ()
 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩


comment نظرات ()
جهنم ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

 

میگن ترتیب روزها تو جهــنم اینطوریه:

عصر جمعه

عصر سیزده بدر

عصر جمعه

سی و یکم شهریور

عصر جمعه!

من که رفتم توبـه کنم؛ خدا بهمون صبر بده!

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

مشاهده یادداشت خصوصی


comment نظرات ()
باب الجواد...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩



باب الجواد...بارش باران... نگفتنی ست،

اذن دخول بر لب یاران، نگفتنی ست...

صدها هزار زائر و عاشق میان صحن،

عرض ادب به شاه خراسان... نگفتنی ست...

 


comment نظرات ()
← صفحه بعد