عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

تاول زده‌ام، سوخته‌ام، بغض بهارم . . .
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/٢/٢۸

تاول زده‌ام، سوخته‌ام، بغض بهارم
جز گریه شب مانده خود هیچ ندارم
یک عمر نشستم، به دلم بغض گره شد
یک ثانیه باید همه را خیس ببارم
تقدیر مرا ریگ ورق زد که همیشه
باید وسط دشت نمک درد بکارم
ویرانه شود، خرد شود، زلزله خیزد
بر شانه هر کس که سرم را بگذارم
هی پنجه بزن! روح من از خویش کلافه‌ست
من بغض ترک خورده نتهای سه تارم
عمری سر چشم تو نوشتم غزلی را
یک بیت بخوان جمعه شبی روی مزارم

 


comment نظرات ()