عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

من هنوز تو را دارم...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/٢/٢۸

من هنوز تو را دارم... گاهی که دلمَ... به اندازه ی تمام غروبها می گیرد... چشمهایم را فراموش می کنم... اما دریغ که گریه ی دستانم نیز مرا به تو نمی رساند... من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس... مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست... و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد... و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند... با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست... از دل هر کوه کوره راهی می گذرد... و هر اقیانوس به ساحلی می رسد... و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد... از چهار فصل دست کم یکی که بهار است... من هنــوز تورا دارم

 


comment نظرات ()