عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

 
نویسنده : سید احمد - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/۳/٦

مبتلا کرده است دل ها را به درد دوری اش

نرگس پنهان من با مستی اش مستوری اش

آه می دانم که ماه من سرک خواهد کشید

کلبه ی درویشی ام را با همه کم نوری اش

آسمانی سر به سر فیروزه دارد در دلش

گوش ها مست تغزل های نیشابوری اش

یک دم ای سرسبزی یک دست در صورت بدم

تا بهاران دم بگیرد با گل شیپوری اش

ماه می گردد به دنبال تو هر شب سو به سو

آسمان را با چراغ کوچک زنبوری اش

آنک آنک روح خنجر خورده ی فردوسی است

لابلای نسخه ی سرخ ابو منصوری اش

بوسه نه جمع نقیضین است در لب های او

روزگار تلخ من شیرین شده است از شوری اش

گربیایی خانه ای می سازم از باران و شعر

ابرهای آسمان ها پرده های توری اش ...


comment نظرات ()