عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

گفتم زعشق بازی در کس نشان ندیدم ،
نویسنده : سید احمد - ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/٧/۳

گفتم زعشق بازی  در کس نشان ندیدم ،
زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کزآشیانه دوراست ،
دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم  آخر،
گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من
گفتم بهانه ای نیست تا پر زنم ز سویت ،
گفتا تو بال بگشا راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید ،
گفتا که من جوانم  فکر جوانه با من
گفتم که خانه مانم  در کار عاشقی رفت ،
گفتا به کار خود باش  تدبیرخانه با من
گفتم به جرم  شادی جور زمان مرا کشت ،
گفتا تو شادمان باش جور زمانه با من


comment نظرات ()