عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

شعر . عشق . دلتنگی

یه قل دو قل ...
نویسنده : سید احمد - ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/٧/۱۸

گفتی شاید گفتم حتماً

گفتی حتما ؟ گفتم قطعاً

گفتم آذر گفتی اسفند

گفتم آبان گفتی بهمن

 

گفتم بندر گفتی ساری

گفتم کابل گفتی لندن

 

گفتم ویلا گفتی با تو

گفتی ماشین گفتم با من

 

گفتم هدیه گفتی ای ول

گفتم چادر گفتی دامن

 

گفتی هیبت ؟ گفتم رستم

گفتم هیکل ؟ گفتی مانکن

 

گفتی گلزار گفتم افشار

گفتم گلپا گفتی سوسن

 

گفتم جوجه گفتی بره

گفتم سینه گفتی گردن

 

گفتم بن بست ؟ گفتی کوچه

گفتم چشمم گفتی روشن

 

گفتم حجره گفتی منزل

گفتم هستن گفتی باشن !

 

گفتم قیمت ؟ گفتی بالا

گفتم نسیه ؟ گفتی نقدا

 

گفتم سفته گفتی نه چک

گفتم ملت گفتی مسکن

 

گفتی عرفاً گفتم شرعاً

گفتی دائم گفتم عمراً !

 

گفتم لجباز گفتی علاف

گفتی الدنگ گفتم لمپن

 

 گفتم یابو گفتی انتر

گفتی نامرد گفتم ایضاً

 

هی تو گفتی هی من گفتم

تا با پاترول ما رو بردن !


comment نظرات ()