مادر . . .



نیستی تا به نگاهی دل من شاد کنی ، دلم از این قفس غم زده آزاد کنی 

نیستی تا که بگویم به تو بر من چه گذشت ، به تسلای دلم داد ز بیداد کنی 

نیستی تا که دلم گرم شود ، با دم تو روح ویران مرا باز تو آباد کنی 

نیستی بار دگر موعد نوروز رسید ، کاش در لحظه تحویل ز من یاد کنی...

 

/ 0 نظر / 22 بازدید