...

دلم بود و حرم بود و امامم بود و تنهایی
حرم قبله ، حرم کعبه ، عجب احرام زیبایی

به کنج دنج یک حجره ، تماشا داشت اوج او
دلم را کرد اقیانوس ، موسیقی موج او

دو رکعت گریه سر کردم ، دو رکعت خاک گل کردم
دو رکعت با تمام سنگهایش درد و دل کردم

لباس اشک آماده ، سرم از شرم افتاده
همیشه سنگ فرش او برایم مهر و سجاده

زیارت نامه میخواندم ، دلم گرم زیارت شد
نگاهم خورد بر قبرش ، نمیدانم جسارت شد؟

به پای پنجره فولاد ، دل روی دل افتاده
گذار کشتی طوفان زده ، بر ساحل افتاده

نفس پشت نفس ، ایوان به ایوان سیر میکردم
گلاب چشمهایم را برایش خیر میکردم

تمام صحن هارا مست بوی عود میدیدم
پریدم ناگهان از خواب ، رویا بود میدیدم

دوباره چشم را بستم ، دوباره جستجو کردم
دوباره صحن را از ردپای عشق بو کردم

بیا پیراهنم بو کن ، هنوز عطر حرم دارد
فقط ایوان و سقاخانه و یک صحن کم دارد

دلم آهو ، دلم از او ، دلم مشغول گفتگو
بزن نی زن بنام او ، بگو یا ضامن آهو



کبوترهای نامه بر هزاران نامه پا بسته

شکسته خسته می آیند پابوس تو پیوسته



پرو بالی به دل دادم کبوتر شد پرید آقا

شکسته بود پرهایش ولی آخر رسید آقا



بگیر این نامه از پایش بخوان اما جوابم ده

سلامت کردم و گفتم بیا آقا جوابم ده

کبوتر وار می آیم ، به آب و دانه ای دلخوش
عطش دید ترک خورده ، به سقاخانه ای دلخوش

دلم خورشید می خواهد ، هوای گنبدت کرده
دوباره نور میبیند ، هوای مشهدت کرده



برایت شور میخوانم که شیرین است نام تو

نمیخواهم رهایی را عجب دامیست دام تو



بیابان های تو لبریز از آهو شود ضامن
کلاغ از لطف چشمان ملیحت قو شود ضامن

به گوشه چشم تو شیر از میان پرده اش پاشد

دو چشم آهو از وقتی به تو افتاد زیبا شد

/ 1 نظر / 45 بازدید